Bispecific Antibodies

آنتی بادی های Bio specific و راهکار های درمانی سرطان:

مونوکلونال آنتی بادی:
Ab های monospecific (مخصوص یک مدل Ag) هستند که توسط یک سلول ایمن شناخته شده (مشخص) تولید می شود.
mAb ها به یک اپی توپ خاص از Ag اتصال می شوند (monovalent affinity)

مراحل ساخت: ابتدا سیستم ایمنی موش را تحریک می کنیم سپس سلول ها لنفوسیت B ساخته شده را از طحال استخراج می کنیم. با این کار سلولی به دست می آید که خاصیت تولید Ab اختصاصی بر علیه Ag خاص را دارد ولی این در شرایط بدن است و چون سلول مورد نظر (لنفوسیت B) باید در شرایط آزمایشگاهی باشد پس باید خاصیت نامیرایی هم داشته باشد برای این منظور از سلول سرطانی استفاده می شود. (سلول های میلوما)
سلول لنفوسیت B وسلو میلوما را fuse می کنیم این سلول هیبرید هم دارای ویژگی تولید Ab اختصاصی و هم دارای صفت نامیرایی می باشد.
حال سلول هیبرید شده را برای غربال گری وارد محیط HAT (دارای هیپوگزانتین، آمینو پترین وتیمیدین) می کنیم، سلول های میلوما طوری انتخاب شده اند که فاقد آنزیم هیپوگرانتین گوانین فسفوریپوزیل ترانسفراز هستند پس قادر به تولید اسید نوکلئوئیک از مسیر Salvage نیستند پس سلول های میلومایی که با لنفوسیت fuse نشده اند در محیط از بین می روند، اما سلول های میلومای هیبرید شده با لنفوسیت به دلیل اینکه لنفوسیت ها اسیدهای نوکلئیک سلول های میلوما را تولید می کنند زنده می مانند.
حال سلول های هیبرید شده را تکثیر می کنیم و در نهایت مقدار زیادی mAb را به دست می آوریم.

مراحل ساخت مونوکلونال انتی بادی

مراحل ساخت مونوکلونال انتی بادی

مهندسی آنتی بادی :
تکنولوژی هیبرید موشی برای ساخت آنتی بادی های مونوکلونال استفاده می شود. مهندسی ژنتیک نسل جدیدی از Ab های کایمریک، humanized و انسانی را ایجاد می کنند.
با کلون کردن ژن های ناحیه variable انتی بادی موشی به ژن های ناحیه ی ثابت Ab انسانی Chimeric antibody ها ایجاد می شود.
Ab های انسانی شده از طریق وارد کردن ناحیه ی CDR آنتی بادی موشی (ناحیه مخصوص به اتصال Ag) به دومین ثابت و متحرک آنتی بادی انسانی ایجاد می شود در کنار این تغییرات، تغییرات مازادی در بدنه Ab در راستای حفظ اختصاصیت در شناسایی Ag ایجاد می گردد.
Mouse hybridoma  از مونوکلونال Ab موشی تا انتی بادی های humanized شده.
آزمایشات انجام شده توسط Ab کامیر و Humanized برروی انسان ها نشان داده است که حتی در حالت استفاده از Humanized Ab هم سیستم ایمنی بدن تحریک می شود و برای جبران و جلوگیری از این حالت Full human Ab را ساختند.

* عدم شباهت وسیع میان سیستم ایمنی موش و انسان، بجز در موارد خاص باعث شکست این Ab ها در موارد درمانی شد. استفاده از مونوکلونال Ab موشی سبب تولید Ab های ضد موش انسانی (HAMA) می شوند که این Ab های درمانی به سرعت از بدن بیمار دفع می شوند.

* Ab های کایمریک : برای کاهش ریسک یک واکنش به Ab خارجی، Ab های کایمری از تقریباً ۶۵ درصد مواد ژنتیکی انسانی ساخته شده اند.

* در Humanized Ab ، مناطق متغیر hypervariable موشی به روی aa پیوند زده شدند تا Ab انسانی شده تولید کنند. این مولکول Ab تقریباً ۹۵% از بخش انسانی تشکیل شده اند.

* Human Ab : تولید mAb کاملاً انسانی از طریق فناوری سنتی هیبریدوما کار دشواری است زیرا رده های سلول های نامیرا شده به طور ثباتی تولید کننده مقادیر بالای Ab نیستند. ایمنی زایی in vivo انسانی برای بسیاریAb ها امکان پذیر نیست. تولید mAb انسانی از طریق توسعه روش هایی برای بیان قطعه Ab(Fab یا قطعه متغیر تک سلولی، ScFv در باکتری)، نمایش قطعات Ab روی باکترویوفاژ فیلاسنتی و… امکان پذیر شد. تکنیک نمایش فاژ رایج ترین فناوری برای Ab های انسانی است. به علاوه موش های ترانس ژن دارای لوکوس ایمنوگلوبین انسانی می تواند به عنوان استراتژی جایگزین برای تولید mAb انسانی باشد.
Humira اولین داروی mAb کاملاً انسانی مورد استفاده برای درمان آرتریت روماتوئید در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شد.

مهندسی آنتی بادی

تاریخچه ی مهندسی انتی بادی

آنتی بادی های Bispecific :
مونوکلونال Ab ها به طور وسیعی در درمان سرطان، التهابات و…. کاربرد دارند. اما استفاده از آنها برای استفاده در مواردی که چند نوع Ag متفاوت وجود دارد محدود می شود زیرا mAb ها توانایی اتصال به یک Ag مشخص را دارند.
این محدودیت در استفاده از mAb ها در هنگام درمان بیماری های پیچیده ی multifactorial و یا مسیرهای سلولی چندگانه که چند گیرنده یا لیگاند دارند و یا در هنگام cross take بین مسیرهای سلولی متفاوت بیشتر نمود پیدا می کند.
برای درمان موارد فوق از ترکیب داروهای مختلف و یا استفاده از استراتژیهای دوگانه با استفاده از Ab های ۲ گانه( Bispecific ) به عنوان درمان های ترکیبی استفاده می کنند.
Bispecific Ab ها از ترکیب اختصاصیت های دو آنتی بادی متفاوت ایجاد می شوند که توانایی اتصال همزمان به Ag های مختلف (با اپی توپ های مختلف) را داشته باشد. Bispecific آنتی بادی ها قابلیت توانایی اتصال به چندین گیرنده سطح سلولی یا لیگاندهای مربوط به آنها را دارند. این قابلیت در راستای نزدیک کردن دو لیگاند، اتصال همزمان یک گیرنده با رسپتور غیر مرتبط و یا ایجاد ارتباط بین دو سلول را در دمان بیماری هایی چون سرطان- التهاب و… کاربرد دارد.

آنتی بادی های Bispecific :

* اولین Bispecific Ab در سال ۲۰۰۹ به تائید رسید. Bispecific آنتی بادی دیگر در دسامیر ۲۰۱۴ وارد بازار شد. بسیاری از این مدل Ab ها هم در دست تحقیق هستند.
* نظریه تولید و ساخت این مدل Ab ها با هدف اتصال به هدف های متعدد در حدود ۳۰ سال پیش توسط sherie Morrison و همکارانش ایجاد شد.
پیشرفت های بعدی در راستای ارتقای این مدل Ab ها به دلیل سختی های تکنیکی با کندی همراه بود. اما امروزه پیشرفت های ایجاد شده در مسیر طراحی و ساخت Pro ها و ساخت پروتئین های نفرترکیب کمک شایانی به ساخت این مدل Ab ها کرده است.

biospecific ab engineering

مسیرهای مربوط به ساخت Bispecific Abs :
۱- مسیر مربوط به مهندسی ژنتیک a:انتی بادی های biospecific  متقارن     b:انتی بادی های biospecific نامتقارن
۲- روش شیمیایی و بیوشیمیایی  Quadroma (اتصال Ab2 مختلف بهم)

مسیرهای مربوط به ساخت Bispecific Abs :

آنتی بادی Bispecific متقارن:
در این مدل از Bispecific ها قسمت ثابت از زنجیره سنگین تغییری نمی کند.
– این مدل Bispecific Ab ها از طریق هتدودایمر شدن زنجیره سنگین از دو انتی بادی مختلف که قسمت های متغییر آنها با هم متفاوت و مخصوص AG ها متفاوت است ساخته می شود به این حالت Bivalent گفته می شود.
– حالت دیگر اتصال همودایمر زنجیره های سنگین یک Ab مشخص و اضافه شدن CDR یک Ab دیگر به تست C Terminal ، Ab که به آن حالت Tetravalent گفته می شود. که ایجاد ۲ جایگاه اتصال برای هر Ab می کند.

 

– حالت بعدی حالت (Double variable Domain(DVD.Igs می باشد که متعلق به خانواده ی Bispecific IgG می باشد که در این حالت تحت متغیر مربوط به دومین زنجیره سنگین (VH) یک Ab به VH آنتی بادی دیگر و تست متغیر دومین زنجیره سبک یک Ab به Ab LH دیگر متصل می شود.

(Double variable Domain(DVD.Igs

 

آنتی بادی های Bispecific نامتقارن :
در این مدل، از استراتژی knobs-into-holes استفاده می شود. از این استراتژی برای هترودایمر کردن قسمت ثابت زنجیره های سنگین همودایمر استفاده می شود. در این راستا برروی هر دو زنجیره سنگین جهش هایی در ناحیه CH_3 ایجاد می شود و در راستای این جهش، aa خاص در ناحیه CH_3 زنجیره سنگین mAb اول قرار می گیرند و ایجاد حالت knob در آنتی بادی اول می کند.
و جهشی دیگر روی همان ناحیه CH_3 زنجیره ی سنگین آنتی بادی دوم ایجاد می شود تا جایگاه hole را بوجود آورد در نهایت با قرار دادن زنجیره های سنگین در آنتی بادی این دو ناحیه ی ذکر شده در هم فرورفته و حالت heterodimer را ایجاد می کنند. تنوع در این روش به واسطه ی جهش های متناوب و تاثیرات الکتروستاتیک هدایت کننده و دومین هیبرید شده در ناحیه CH_3 مشتق شده از IgGو IgA صورت می گیرد.

ایجاد حالت knob in to hole در انتی بادی های نامتقارن

ایجاد حالت knob in to hole در انتی بادی های نامتقارن

Ab های Bispecific ای که دارای حالت Asymmetric در زنجیره های سنگین خود هستند مانع اتصال نقطه مربوطه به اتصال Ag اضافی برروی یکی از زنجیره های سنگین خود می شوند.

انواع انتی بادی های نامتقارن

انواع انتی بادی های نامتقارن

انواع انتی بادی های نامتقارن

تمام روش های ذکر شده مشکل مربوط به زنجیره سبک را دارند که در هر آن زنجیره های سبک به صورت تصادفی با ۲ زنجیره سنگین به صورت هترودایمر جفت می شوند. استفاده از زنجیره سبک متداول که قابلیت اتصال به هر دو Ag را داشته باشد یک راه حل برای طراحی ab ها است.
Cross mab tech یک راهکار مناسب که در آن اتصال درست زنجیره سبک از طریق تبادل دومین CH-1 زنجیره سنگین با دومین ثابت زنجیره سبک مربوط به آن (CL) به دست می آید. (Cross mab CH1-CL)
اخیراً جهش هایی در راستای تبادل بین ناحیه متغیر زنجیره سنگین (VH) و ناحیه ی متغیر زنجیره سبک (VL) و ایجاد (Cross mab VH-VL) و یا تبادلCL-CH1 و در عین حال VH-VL نیز جهت ایجاد (cross mab Fab) معرفی می شوند که سبب ایجاد جفت شدن مناسب زنجیره سبک با زنجیره سنگین مرتبط با آن می شود.

Cross mab tech

 

آنتی های Bispecific فاقد ناحیه ی FC:
این مدل Ab های فاقد FC از لحاظ اندازه کوچکتر از Ab های دارای FC هستند و به دلیلی سایز کوچک و عدم اتصال به گیرنده های مربوط به ناحیه FC نیمه عمر کوتاهی در سرم دارند. این مدل Ab بدلیل پاکسازی سریع از خون و نفوذپذیری بهتر در بافت ها شناخته شده است.

معرفی سه مدل Bispecific Ab بدون FC متداول:
(Bispecific -Tcell engager (Bite: از طریق اتصال ناحیه ی ScFV (ناحیه مربوط به اتصال به Ag) دو انتی بادی متفاوت به واسطه ی یک لینکر پپیتدی ایجاد می شوند.

Diabodies: از زنجیره ی اول از ناحیه ی متغیر زنجیره ی سنگین یک Ab و ناحیه متغیر زنجیره ی سبک Ab دیگر تشکیل شده که توسط یک Linker بهم متصل شده اند و زنجیره ی دوم دقیقاً عکس زنجیره ی اول است. این مدل سبب ایجاد دو زنجیره با حالت های VHB-VLAو VHA-VLB می شود. هر رشته در این مدل قابلیت اتصال به یک Ag خاص را دارد.

Diabodies

 

Non-IgG bsAbs: از طریق اتصال ۲ قطعه مثل ScFV از Ab های متفاوت به پروتئین ها غیر ایمونوگلوبینی مثل آلبومین ایجاد می شود.

Non-IgG bsAbs

انواع bispecific antibody ها

انواع bispecific antibody ها

هدف گیری دو جانبه (Dual Targeting) :
بیماری های پیچیده مثل سرطان یا آسیب های التهابی معمولاً چند جنبه ای هستند و چندین عامل متغیر در ایجاد آنها نقش دارند که این عوامل از قبیل اتصالات متعدد لیگاند و گیرنده های متفاوت، تداخل و هم پوشانی مسیرهای سلولی و … می باشد.
در سرطان، سلولهای سرطانی عموماً بیان گیرنده های مربوط به افزایش رشد را بالا می برند که این ارتقا سطح بیان می تواند به صورت مستقل و یا از طریق هم پوشانی مسیرهای متنوع سلولی تسهیل شود.
ایجاد مقاومت نسبت به یک داروی خاص عموماً توسط بالا رفتن سطح بین رسپتورهای متناوب و یا تعویض مسیرهای سلولی بین سه رسپتور امکان پذیر است در نتیجه درمان توسط مونوکلونال آنتی بادی هایی که تنها یک مدل Ag را مورد هدف قرار می دهند بسیار محدود است چون بیماری می تواند توسط Ag ها دیگر در مسیرهای دیگرادامه پیدا کند.

درمان های ترکیبی توسط Ab های bispecific صورت می گیرد. مسیرهای متعدد سلولی و یا مدیاتورهای چندگانة یک بیماری به صورت همزمان توسط آنتی بادی هایی که هدف های چند جانبه ای دارند مهار می شود.
هدف هایی که به صورت غیر وابسته در مسیرهای متفاوت عمل می کنند و هم چنین هدف هایی که در هم پوشانی مسیرها دخیلند توسطAb Bispecific ها مورد هدف قرار می گیرند.
از طرفی Ag هایی که چندین اپی توپ متفاوت دارند و به نوعی مدیاتوریک بیماری هستند می توانند توسط این Ab ها مورد هدف قرار گرفته و خنثی شوند.

استراتژی های هدف گیری چند جانبه :
دو دسته هستند:

الف: Bispecific Ab هایی که به صورت مستقیم روی ساختار هدف قرار می گیرند. هدف هایی مثل گیرنده های سطح سلولی و فاکتورهای حل شونده:
شامل اتصالاتی مثل:
۱- ۲ لیگاند یا ۲ تا گیرنده
۲- فعال سازی یک گیرنده و خنثی کردن گیرنده و فاکتور دیگر
۳- خنثی کردن اپی توپ های مختلف یا رسپتور یا لیگاند

انواع اتصالات مستقیم به جایگاه هدف

انواع اتصالات مستقیم به جایگاه هدف

جایگاه های هدف در اتصالات مستقیم bispecific antibody ها

ب: Bispecific antibody هایی که هدف گیری چندگانه را به منظور تحویل نیمه فعال درمانی مثل مولکول ها یا سلول های موثر انجام می دهند.
عملکرد های غیر مستقیم شاملADCC) Ab depended cell cytotoxicity) که در آن سلول آسیب دیده به واسطه Ab به سمت سلول هایی که خاصیت سمی کردن دارند مثل ماکروفاژها و مونوسیت ها هدایت می شوندو CDC) Complement depended cell cytotoxicity)که در آن کمپلمان ها سلول های آسیب دیده را به سمت سلول هایی که خاصیت سمی کردن دارند هدایت می کنند از طریق اتصال ناحیه FC به سلول آسیب دیده و ارسال و تحویل آن به فاکتورهای درمانی مثل سم ها، سیتوکاین ها یا آنزیم های تبدیل شونده به دارو یا نانو ذراتی که حامل دارو هستند.

انواع اتصالات با هدف تحویل ماده یا دارو

انواع اتصالات با هدف تحویل ماده یا دارو

انواع مولکول های هدف برای تحویل با bispecific antibody ها

هدف گیری دو جانبه ۲ گیرنده در درمان سرطان:
توسعه و پیشرفت تومور سرطانی وابسته به مسیرهای سلولی ایجاد شده توسط گیرنده های سطح سلولی است که در نهایت سبب بیشتر بیان شدن و تکثیر بسیاری از سلول های توموری می شود.
مثال : خانواده Her که یک گیرنده از نوع تیروزین کیناز هستند و شامل ۴ عضو می باشند:
Her1/EGFR
Her2
Her3
Her4
انواع مختلفی از حالت های هترودایمر Her1-2-3 گیرنده ای برای لیگاند فاکتور شد اپیدرمی می باشد. با اتصال لیگاند به این گیرنده ها مسیر RTK فعال می شود و یک آبشار کینازی در داخل سلول به وجود می آید که در نهایت سبب القای رشد و تکثیر سلول می شود.

هدف گیری دو جانبه 2 گیرنده در درمان سرطان

 

هم پوشانی و Cross-talk بین اعضای خانواده ی Her منجر به الزام استفاده از BiAb ها در راستای مهار چندین گیرنده به صورت همزمان شده است.
MM-111: این BiAb سبب هدف گیری دو جانبه ی گیرنده های Her2-Her3 می شود.
MM-111 از طریق ScFV دو Ab برعلیه Her2و Her3 برروی N Terminal و C Terminal آلبومین سرم انسان ساخته می شود.
این BiAb به گیرنده های Her2و Her3 متصل شده و سبب ایجاد ممانعت از تکثیر سلول توموری در هر دو شرایط invivo و invitro با قابلیت تاثیرگذاری مثبت برروی بیان Her2 می شود.
MM-141: اولین BiAb تتراوالانت که سبب مهار همزمان ۲ عضو از خانواده گیرنده های رشد (ErbB2, IGR-IR) می شود که در حال بررسی در مراحل کلینیکی هستند.

عملکرد MM-141

عملکرد MM-141

 

هدف گیری دو جانبه و اتصال آپوپتوز :
اعضای خانواده گیرنده های مرگ از جمله گیرنده TRIL نقش مهمی در القای پیام مرگ به سلول را دارند.
BiAb دخیل در القای پیام مرگ توسط گیرنده های مرگ در حالت Agonist با گیرنده ها قرار دارند.
* agonist: دراین حالت اتصال ab به رسپتور سطح سلولی سبب آغاز واکنش یا فعالیت خاص در سلول می شود. BiAb در حالت آگوسیت ایجاد یک ارتباط یا cross linked بین گیرنده های مرگ شده و القای حالت مرگ را تشدید می کنند.
مزیت استفاده از آنتی های bispecific برای القای مرگ توسط این گیرنده ها نسبت به سایر Ab های معمول در توانایی BiAb ها در القای مرگ در ناحیه خاص از سطح سلول است که Ag دوم قرار دارد. (نیازمندی یک گیرنده مرگ به در کنار گیرنده ی مرگ دیگر و لیگاند مرتبط به آن قرار گرفتن)

 

ارتباط بین گیرنده های مرگ در القای اپوپتوز

ارتباط بین گیرنده های مرگ در القای اپوپتوز

در سطح بسیاری از انواع سلول های توموری منشا گرفته از اپیتلیال، گیرنده های مرگ TRIL و Lymphotoxin-β قرار دارد. BiAb مربوط به اتصال به این گیرنده ها و القای حالت آگونیست IgG-SCFV می باشد.
این Ab در دو فرم IgG-ScFV (اتصال ScFV anti-LTβR به قسمت CT زنجیر سنگین انتی بادی anti TRIL ) و یا فرم DVD-Ig (اتصال Ant- LTβR ScFV به قسمت NT زنجیره سنگین آنتی بادی Anti TRIL) می باشد.

اتصال دو آنتی بادی مربوط به TRIL و LTβR سبب القای شکل غیر فیزیولوژیکی کمپلکس گیرنده می شود که در نهایت مسیر القای مرگ را ارتقا می دهد.
– ایجاد حالت (IgG-SCFV (C.BsAb نسبت به حالت (DVD.Ig (N.BsAb ارجح است زیرا طبق گزارشات C.BsAb سبب بالا بردن فعالیت بیولوژیکی گیرنده ها می شود. این افزایش فعالیت احتمال دارد به دلیل این باشد که در حالت N-BsAb، Ab توانایی اتصال درست و کامل را به ۲ گیرنده مزبور نداشته باشد دلیل این عدم توانایی مجاورت فیزیکی نزدیک و میان کنش استری بین SCFV و Fab است.
تفاوت فعالیت این دو BsAb شاید در متفاوت بودن تراکم TRIL و LTβR در سلول های سرطانی متفاوت می باشد.

Bispecific Ab های متصل شده به TCell در درمان سرطان:
سلول های لنفورسیت T از مهمترین سلول های سیستم ایمنی هستند اما به تنهایی در شکست و از بین بردن سلول های توموری ناموفق می باشند.
وظیفه BsAb ها دراین مرحله شناسایی Ag های سطح تومور از یک طرف و از یک طرف دیگر فعال سازی گیرنده های سطح سلولی سیستم ایمنی به صورت همزمان است که دراین حالت سبب هدایت سلول های ایمنی به سمت تومور و کشتن سلول های سرطانی است.
بیشترین نوع BsAb مورد استفاده در این حالت نوع Bite می باشد که مخصوص اتصال به لنفوسیت های T است.

Bispecific Ab های متصل شده به TCell در درمان سرطان

 

– آنتی بادی های بایواسپسیفیک EPCAM*CD_3 سبب اتصال سلول T کشنده به سلول های سرطانی به واسطه لیگاند (Tcell(CD_3 و (Cancer (cell(EPCAM می شود.
این اتصال منجربه فعال سازی کشندگی سلول های T برای سلول های سرطانی است که EPCAM را به میزان بالا در سطح سلول بیان می کنند.
از وظایف این BsAb ها در این مدل اتصال بالا بردن زمان اتصال ۲ سلول و تمایل ۲ سلول بهم می شود که در نهایت منجربه لیز شدن سلول و مرگ آن می گردد.
در صورت اضافه کردن سنتی ویروس های حاوی لیگاند TRIL همراه با BsAb سبب افزایش بیان و مقدار این لیگاند و اتصال بیشتر آن به گیرنده TRIL و در نهایت اختصاصی کردن مرگ سلول و انتخاب سلول های سرطانی از سلول های نرمال می شود.
* اضافه کردن لیگاندTRIL و اتصال آن به گیرنده مخصوص در سطح سلول سرطانی صرفاً در راستای اختصاصی کردن مسیر مرگ در سلول سرطانی نسبت به نرمال است.

 

هدفمندی دو جانبه در اتصال به ۲ لیگاند در درمان سرطان:
رشد سلول های توموری جامد مثل سلول های سرطانی کبد- پستان و…. وابسته به ایجاد رگ زایی بین سلول ها می باشد.
فاکتورهای موثر در رگ زایی سبب القای تکثیر سلول، مهاجرت، بازآرایی ماتریکس خارج سلولی و در نهایت زنده ماندن رگ های خونی تازه شکل گرفته، می شود.
در کنار VEGF-A فاکتور پروتئین متعددی از جمله آنژیوپُئتین-۲ (Ang-2) و osteopoetin نیز شناخته شده اند (جهت رگ زایی).

هدفمندی دو جانبه در اتصال به 2 لیگاند در درمان سرطان:

 

خنثی سازی این فاکتورهای لیگاندی توسط BsAb ها سبب تداخل در ایجاد رگ های خونی جدید بین سلول ها می شود و به نوعی کمک بزرگی برای درمان متاستاز سرطان می باشد.
رگ زایی تومورها یک فرآیند مرتبط به چندین فاکتور است. استفاده از mAb هایی که فقط یک Ag را Block می کنند سبب ایجاد مقاومت به درمان می شود پس استفاده از BsAb و Block کردن چندین مسیر به صورت همزمان بازدهی بالاتری دارد.
– BsAb استفاده شونده در این حالت اغلب به شکل IgG-SCFV می باشد که در آن دومین متغیر آنتی بادی (Ang-2) به قسمت CT زنجیره سنگین آنتی بادی (bevacizumab (VEGF BsAb متصل می شود.

هدفمندی دو جانبه در اتصال به 2 لیگاند در درمان سرطان:

هدفمندی دو جانبه در اتصال به 2 لیگاند در درمان سرطان:

هدفمندی دو جانبه در اتصال به 2 لیگاند در درمان سرطان:

 

این BsAb ها به صورت کارآمدی از رشد سلول های اندوتلیال در محیط invitro ممانعت کرده و تراکم micro-vessel را کاهش می دهد( در سلول های سرطانی کبد) این مسئله سبب سرکوب کردن رشد تومورهای اولیه و متاستاز در سلول های کبدی می شود.
VEGF به عنوان هدفی برای اتصال به Ab مونوکلونال (Avastin) واتصال به گیرنده ی VEGFR1 و VEGFR2 می باشد که اتصال آن به گیرنده رگ زایی را ارتقا می دهد.
از طرفی Ang-2 لیگاندی برای گیرنده ی Tie-2 کیناز می باشد که در فرآیند رگ زایی دخالت دارد.
دومین حالت رایج ایجاد BsAb برای ممانعت از رگ زایی حالت CrossmabCH1-CL است. که پایداری بسیار بالایی دارد و توانایی اتصال آن به Ag های مربوطه هم چون Ab های مونوکلونال Avastin و LC06 می باشد.

 

هدفمندی دو جانبه یک گیرنده و یک لیگاند در درمان سرطان:
انتقال پیام در مسیرهای سلولی از اتصال یک لیگاند به گیرنده مربوطه اش آغاز می شود. جلوگیری از اتصال لیگاند به گیرنده راهی ثمربخش در راستای ممانعت از مسیرهای مربوط به رشد و تمایز می باشد.
این راهکار از طریق استفاده از BsAb ها که توانایی اتصال همزمان به یک لیگاند و رسپتور مرتبط با آن و یا غیر مرتبط را دارند امکان پذیر می شود.
مکانیسم های ساخت BsAb ها جهت این راهکار از استراتژی (Two in one Ab) استفاده می کنند.
مثال در طراحی یک BsAb که توانایی اتصال به گیرنده Her2 و از طرفی لیگاند (VEGF) را داشته باشد نیاز به اتصال ناحیه ی اختصاصی (برای اتصال به VEGF) از آنتی بادی ضد VEGF به درون ناحیه ی اختصاصی متصل شوند به گیرنده ی Her2 در آنتی بادی هرسپتین داریم. این عملکرد تمایل برخی از BsAb های ساخته شده را کم می کند برای انتخاب BsAb با تمایل بالا از تکنیک نمایش فاژی استفاده می کنیم.
در مدل (Two in one Ab (Her2/VEGF:
۱- دو ناحیه اتصالی به Ag های مختلف در نزدیکی هم در ناحیه ی شناسایی Ab قرار دارند.
۲- میان کنش مجزا و مشخصی در آن وجود دارد که طی آن Heavy chain و light chain با هم کار می کنند.
۳- قابلیت کارکرد در هر دو محیط invivo و invitro را دارد.
۴- در این مدل یک Ab توانایی اتصال به Ag2 کاملاً مجزا را دارد.
BsAb ای که طبق این استراتژی ساخته می شود DAF (Dual Action Fab) نام دارد.
در این مدل BsAb، بین دو زنجیره تمایزی وجود د ارد اما هم پوشانی ناحیه ی CDR زنجیره سنگین و سبک سبب ایجاد برهم کنش با Ag2 متفاوت می شود.

هدفمندی دو جانبه یک گیرنده و یک لیگاند در درمان سرطان:

هدفمندی دو جانبه یک گیرنده و یک لیگاند در درمان سرطان:

نتیجه گیری:
با توجه به آنچه گفته شد به نظر می رسد که BsAb ها به عنوان یک خانواده ی مهم در درمان سرطان در دهه آینده معرفی شود.
اگر چه تاکنون نیز Catumaxomab و blinatumomab به عنوان یک BsAb در درمان بیماری ها استفاده می شود. از طرفی بیشتر از ۳۰BsAb در پیشرفت های کلینیکی استفاده ی می شود که بیشتر از ۱۳ تای آنها در مراحل فاز II و قبل از آن در درمان سرطان مورد آزمایش هستند.

* هر دو BsAb معرفی شده در retargeting و فراخواندن Tcell ها و سلول های ماکروفاژ و Nk ها به محل سلول توموری و سمی کردن آن دخالت دارند.

عملکرد Catumaxomab

عملکرد Catumaxomab

عملکرد Blinatumomab

عملکرد Blinatumomab

print


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =